بلاگی از آنِ خود

همون خوشحال سابق (و کنونی!)

بلاگی از آنِ خود

همون خوشحال سابق (و کنونی!)

بلاگی از آنِ خود

‌‌

اسم وبلاگ از عنوان کتاب "اتاقی از آن خود"ِ ویرجینیا وولف برگرفته شده.
‌(توضیح بیشتر در پست اول)


روزی که استادم قطعی شه بهتون شیرینی میدم :))

شنبه, ۲۶ آبان ۱۳۹۷، ۰۷:۴۸ ب.ظ

سلام. می‌خواستم بیام از دیروز که با الهه رفتیم کاخ سعدآباد بنویسم. ولی امروز حسابی حال خوب دیروز رو جبران کرد :/ پس با اجازه یه کم غر بزنم. سعدآباد هم محفوظه و حتما می‌نویسم ازش.

۱) امروز از اون روزهایی بود که کوچیک‌ترین صداها هم می‌رفت روی مخم. صبح تو سکوت سالن مطالعه، صدای آهنگ از هدفون یکی میومد و معلوم نبود از کجاس. بعدازظهر آخرای کلاس فیزیو، از عقب کلاس صدای کلیک کردن ماوس میومد :| و نمی‌ذاشت بخوابیم! :)) و بعدش تو تاکسی، راننده و آقای جلویی بلندبلند با هم ترکی حرف می‌زدن (و نمی‌فهمیدم چی میگن) و دو تا دختری که پیشم بودن هم بلندبلند راجع به روابط دوستی‌شون تو دانشگاه صحبت می‌کردن و بعد هم یه ساعت تعارف که کی کرایه رو حساب کنه. :|

۲) با یکی از دخترای سال بالایی یه ترم کلاس مشترک داشتم و سر امتحان حسابی اذیتم کرد. لپ‌تاپ داشتیم سر امتحان، چون یکی دو تا از سوالا با کد حل می‌شد. این کدشو از من گرفته بود و با اینکه صبحش همه رو براش توضیح داده بودم، سر امتحان -با اجازه‌ی استاد- چند بار اومد ازم پرسید که این چرا ارور داده و اینا. و خب هر بار کامل تمرکز منو به هم می‌زد. متاسفانه همچین خاطره‌ای ازش یادم مونده.

حالا، چند روز پیش بهم گفته بود که شاید خودش شنبه بیاد تهران، ولی ازم خواست اگه نیومد من برم براش کار تسویه‌حساب کتابخونه رو انجام بدم. امروز این کارو کردم و بهش پیام دادم که انجام دادم و پولش اینقدر شد. تشکر کرد و گفت حالا اگه فایل پایان‌نامه‌مو بفرستم می‌تونی بریزی روی سی‌دی، فلان فرمم پر کنی اینا رو ببری آموزش؟! اینقدر ذهنم شلوغ بود و بی‌حوصله بودم که غیرمستقیم بهش گفتم نه. کار بدی کردم؟ نمی‌شد لیست همه‌ی کارای تسویه‌ش رو از اول بگه؟! (و اینجا یاد اون خاطره افتادم.)

۳) از صبح یه دلشوره‌ی بی‌دلیل داشتم. (البته کاملا بی‌دلیل نبود ولی اون چیزی که نگرانش بودم به این میزان دلشوره احتیاج نداشت!) تا منجر شد به اینکه برقی بعد از کلاس بهم گفت که ظرفیت نداره. ده روزه منو نیم‌چه امیدوار نگه داشته که حالا بگه ظرفیت نداره. (یه احتمال کمی داد که یکی دیگه از دانشجوهاش هم بخواد دو استاده کنه. ولی دیگه نمی‌خوام منتظر جواب این بمونم.) رفتم کتابخونه برای اینکه گوشیمو بزنم به شارژ؛ و مغز خودمو. (و البته تسویه حسابی که گفتم!) دفترچه‌مو درآوردم و نوشتم که خب حالا باید چی کار بکنم و دنبال کدوم استادا برم. بعد از فیزیو رفتم سراغ یکی‌شون. فکر کنم قبلش خوابیده بود :| و با قیافه‌ی خسته‌ش بهم گفت کلا بایو کار نمی‌کنه.

فردا برم بیفتم دنبال بقیه ببینم چی میشه. (این است عاقبت کسی که اول ترم با اعتماد به‌نفس فکر می‌کنه استادش مشخصه!)

  • فاطمه م_

دانش‌جویی

نظرات (۱۵)

از هرچی استاده متنفرم من:))))
پاسخ:
تازه این استاد مورد علاقه‌م بود :(((
سال بالایی پرو بوده ,
برقی باید بزنی بکشی:/
منم اعصاب ندارم
پاسخ:
آره یه مقدار :/
اونو اول درس‌شو پاس کنم بعد :))
1) از این اتفاق های اعصاب خورد کن :/

2) خوبی که از حد بگذرد.. نادان خیال بد کند.. :( متاسفانه گاهی وقتا به پست من هم میخورن.. اصن آدم تعجب میکنه که بابا خب بسه دیگه.. :/

3) میگم نمیشه از آموزش بپرسین کدوم استاد ظرفیت داره..؟ اینطوری اذیت میشین که.. :(  حالا من خودم میخواستم با یه استادی بردارم.. میگفت برو از آموزش بپرس کی ظرفیت داره.. بعد هیچی رفتم آموزش گفت الان اول ترمه.. استادها ظرفیت دارن همشون.. برو با هر کدوم میخواهی صحبت کن :| هیچی دیگه منم دوباره رفتم پیش اون اولی و گفت خب باشه.. چه موضوعی و.. یعنی این وسط فقط یه راهی رفتم تا آموزش که متوجه بشم اوایل ترم استادا همه ظرفیت دارن :) حالا البته برای شما امیدوارم همچین امکانی باشه که ظرفیت هارو بدونین..

موفق باشین.. :)
پاسخ:
۲) واقعا. ولی آخرش بازم عذاب وجدانش می‌مونه برام :(

۳) نه برا اینکه اینا لیستاشونو الان نمی‌دن به آموزش. ینی الان آموزش ممکنه تعداد ظرفیت استادا رو بدونه، ولی هنوز نمی‌دونه چندتاشون پر شدن. مرسی به هر حال :)
شما هم موفق باشین :)
چند تا موضوع شد :))
موفق باشی :)
پاسخ:
شرمنده :)) مرسی
  • جناب منزوی
  • کلاً روز سختی بود، واقعاً خدا قوت
    امیدوارم فردا مشکلتون حل شه
    ۲ زیاد بهش فکر نکنید، کاریه که شده، بعد از اینکه مشکلتون حل شد بهش فکر کنید.
    خوش باشید :)
    پاسخ:
    امیدوارم زودتر یه دوست دیگه پیدا کنه به اون بسپره یا خودش بیاد تهران. آخه اینطور که فهمیدم یه سری کارا هست که حتما باید خودش بیاد انجام بده.
    ممنونم :)
    1. یعنی خدا نکنه از اون روزایی باشه که دوست داشته باشی هیچ صدایی نشنوی، هر صدای کوچیکی اذیتت می کنه. اینجور مواقع تنها کاری که از دست آدم برمیاد اینه که حرص بخوره فقط :دی
    2. زیاد خودتو ناراحت نکن. کارای تسویه رو آدم خودش باید بیاد انجام بده!
    3.  موفق باشی. ان شا الله زودتر استادت مشخص شه.ما که منتظر شیرینی ایم :)
    پاسخ:
    ۱) کلا رو هر چی حساس بشی بیشتر بهش حساس میشی :| چی گفتم :))
    ۲) آره والا :)
    ۳) مچکرم :-*
    ۲
    خیلی هم کار خوبی کردی. بعضیا رو واقعا درک نمی‌کنم چرا این مدلی هستن. دقیقا سال بالایی من هم یه کاری بهم سپرده دو ماهه هنوز به نتیجه نرسیده :|
    پاسخ:
    مرسی تاییدم می‌کنی ^_^
    ینی دو ماهه انجامش نمیدی؟ :))
    عزیزم، آدرسی، شماره تلفنی، چیزی از این جناب برقی نداری؟ خیلی دوست دارم یه صحبت کوتاه باهاشون داشته باشم.
    (حالا انگار من چه غول تشنی ام که طرف با دیدنم سکته کنه، یا با شنیدن صدام!)
    پاسخ:
    ایملیشو بدم به کارت میاد؟ :))
    نه یعنی مدام درگیرشم :| پاس میدن من رو از اینور به اونور :))
    پاسخ:
    اوه :/ بیخیالش شو آقا :(
    موفق باشید :)
    پاسخ:
    سلامت باشید :) 
  • صبورا کرمی🦄
  • من ناپلئونی دوست دارم :))
    از الان بدون😁
    پاسخ:
    به روی چشم :))
  • 🔹🔹نیلگون 🔹🔹
  • عجیبه که من وقتی این پست رو میخوندم فکر میکردم دارم پست الهه رو میخونم؟!
    تا اینکه یادم اومد اول پست نوشتی با الهه رفتم سعداباد :))فکر کردم الهه با یه الهه ی دیگه رفته،کلیک کردم رو لینک که رفتم وب الهه و فهمیدم چیه به چیه :)))
    پاسخ:
    عجب =))) برا منم پیش اومده پست کسیو با یکی دیگه قاطی کنم :) 
  • 🔹🔹نیلگون 🔹🔹
  • از بس که الهه قالب عوض میکنه :))
    پاسخ:
    اون قالب عوض می‌کنه، من که قالبم ثابته :))
  • 🔹🔹نیلگون 🔹🔹
  • زیرا من تازه گی ها قدم نهادم بر وبتان
    هنوز فضا آشنا نبود :))
    خلاصه که من بی تقصیرم :دی
    پاسخ:
    راس میگی، حق داری ;-) خوش اومدی :) 
    با همه ی سختی ها به نظر جالب میاد 
    امیدوارم امسال که کنکور دادم حتما دیگه قبول شم.



    امیدوارم با همه ی این مسائل وغیره ...
    بیشتر از همیشه شاد باشید.
    پاسخ:
    آره جالبه. اگه علاقه و هدف داشته باشی، سختیاشم تحمل می‌کنی :)
    ایشالا حتما حتما قبول میشی! ارشد؟
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی