بلاگی از آنِ خود

همون خوشحال سابق (و کنونی!)

بلاگی از آنِ خود

همون خوشحال سابق (و کنونی!)

ابن مشغله

پنجشنبه, ۳ آبان ۱۳۹۷، ۰۹:۲۸ ب.ظ

ابن مشغله

" اگر حس می‌کنی که ترک این منزل و حرکت به سوی منزل‌های دیگر، ممکن است تو را به موجودی تبدیل کند که سودمندی‌های مختصری داشته باشی، بار سفر ببند و آسایش این خانه را فرو بگذار.
«راه، بهتر از منزلگاه است.» "

‌‌

" کافی‌ست که یک قدم برداری. دیگر محال است که بتوانی به جای اولت برگردی. اگر همان یک قدم را به عقب بگذاری، درست سر جای اولش، فقط خیال می‌کنی که برگشته‌یی، حقیقت این است که خیلی چیزها عوض شده، خیلی چیزها فرق کرده. زمان، دیگر آن زمان نیست، فضا آن فضا نیست، پا عینا همان پا نیست، کفش، عینا همان کفش نیست، و تو، همان آدمی که یک قدم به جلو برداشته بودی نیستی.  "

ابن مشغله by Nader Ebrahimi

My rating: 3 of 5 stars

ابن مشغله سومین کتابیه که از نادر ابراهیمی خوندم، و حقیقتش فضای این کتاب رو از «یک عاشقانه‌ی آرام» بیشتر دوست داشتم! (اون یکی هم مردی در تبعید ابدی بوده.)

نادر ابراهیمی تو این کتاب بخشی از سرگذشتش رو که به پیدا کردن و عوض‌ کردن شغل‌های مختلف مربوط میشه، تعریف می‌کنه. نکته‌ی خوبش اینجاس که در حالی که خیلی جاها میگه به خاطر درست نبودن فضا یا افراد تو اون شغل اومدم بیرون، سعی نمی‌کنه خودشو یه آدم کاملا با اخلاق نشون بده و بعضی جاها به ضعف‌های خودشم اشاره می‌کنه.

این پاراگرافش هم بامزه بود:

" فکرش را بکنید. بعد از سی سال، یک پیرمرد شصت و شش ساله، عصازنان و نفس‌زنان وارد بانکی می‌شود، نفس عمیقی می‌کشد، کمر راست می‌کند، عینکش را جابه‌جا می‌کند و می‌گوید: «آقا! آقای محترم! سی سال گذشت. عجب سی سالی بود! یادش بخیر! تو هنوز به دنیا نیامده بودی ای آقا که من ثروتم را اینجا به امانت گذاشتم. حالا لطفا از آن دویست و شصت و پنج هزار تومان صد هزار تومانش را بده می‌خواهم پول تاکسی بدهم برگردم منزل و خستگی در کنم.» "  =))

+ پست قبلی رو ۱ آبان گذاشته بودم ولی امروز دیدم تاریخش خورده ۳۰ مهر :/ از اون طرف چند نفرم می‌گفتن ستاره‌ی پست دیر براشون اومده :/ ینی چه اتفاقی داره برا وبلاگم میفته؟ :))

  • فاطمه م_

پاراگراف

نظرات (۷)

منم یم خوام شروع کنم از نادر بخونم، ببینم چی جوری می نویسه.

پ.ن. غلط نکنم وبلاگت تسخیر شده!
پاسخ:
آره بخون، خوبه.

پ.ن. اجنه و این حرفا؟ :(((
  • جناب منزوی
  • سلام
    باید خوندش :)

    الان هم شاید باورتون نشه، ولی باز دیر اومد. تو انتشار در آینده میذارید؟

    پاسخ:
    سلام :)

    نه والا. ولی الان یادم افتاد یه تیکه‌شو دیشب نوشته بودم و گذاشته بودم پیش‌نویس بمونه. امشب که کاملش کردم حواسم نبود و تاریخش موند رو همون دیشب. احتمالا قبلی هم همینطور شده بوده. ولی باز نمی‌دونم چرا همون موقعی که پستو میذارم ستاره‌ش نمیاد.
  • جناب منزوی
  • آره همینی که گفتید.

    پاسخ:
    خب پس معما حل شد :))
  • صبورا کرمی
  • نادر ابراهیمی خیلی افکار جالبی داره 
    پاسخ:
    آره موافقم
    گفته بودم من عاشق نادر ام؟من به شدت پیشنهاد میکنم آتش بدون دود رو بخون،همچنین بر جاده های آبی سرخ.
    پاسخ:
    نه نگفته بودید :))
    چشم حتما، میذارم تو لیست.
    من هنوز یک عاشقانه آرام رو نخوندم. الان وسوسه شدم ابن مشغله رو بخرم :)) خدا کمک کنه بتونم بخونم این کتابای خوشمزه رو :|
    پاسخ:
    وای حوا، خیلییی کتاب هست که باید بخونم :((
    تنها کتابی که ازش خوندم: "چهل نامه ی کوتاه به همسرم"شه که خیلی خیلی خوبه. حتما بخونش.
    پاسخ:
    اتفاقا اونم تو ذهنم بود و تو طاقچه نشان‌دارش کردم که زود برم سراغش.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی